بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟
۵-ابوالحسن على بن الحسین المسعودى متوفاى سنه 346 در مروج الذهب مى نویسد که :
ابن ابى الحدید شارح نهج البلاغه در نقل از مسعودى این داستان را روشن تر ذکر مى کند، و ایشان عذر عروة بن زبیر از برادرش
او خواست که وحدت کلمه از بین نرود و مسلمین اختلاف نکنند و بنى هاشم در بیعت آیند، تا وحدت کلمه حاصل شود.
معلوم نیست آیا چیزى در نقل ابن ابى الحدید افزوده شده است، و یا اینکه از تاریخ مسعودى در چاپهاى بعدى چیزى را حذف کرده اند؟
6 ـ ابن عبدالبرالنمرى القرطبى متوفّاى سنه 463 در الاستیعاب فى معرفة الاصحاب مى گوید:
هنگامى که با ابوبکر بیعت شد على و زبیر بر فاطمه (س) وارد شدند و درکارشان با او مشورت کردند، آنان به همدیگر مراجعه
این خبر به عمر رسید و عمر بر فاطمه وارد شد و گفت اى دختر رسول خدا هیچ کس محبوبتر از پدرت در نزد من نیست و بعد از او
کسى محبوبتر از شما نزد من نیست. به من خبر رسید که این عدّه بر تو وارد مى شوند و اگر دوباره به من خبر برسد چنین و
چنان مى کنم.
سپس وى خارج شد، و فاطمه بر آنها وارد شد و گفت که عمر نزد من آمد و قسم خورد که اگر دوباره نزد من برگردید چنین و چنان
مى کند و به خدا قسم که وى به گفته خود عمل مى کند پس در کارتان بنگرید و دیگر به اینجا برنگردید... .
مؤلف چیزى در جهت خلاف آن نقل نمى کند.
البته مؤلف براى حفظ آبروى خلیفه به جاى « لاَُحْرِقَنَّ عَلَیْکُمْ اَولَتخْرُجُنَّ اِلى الْبَیْعَة» (7) « لاَاَفعَلّنَ وَ لَأَ فْعَلَّنَ » آورده است.
7 ـ عمادالدین اسماعیل بن على ابو الفداء(8) مؤلف کتاب المختصر فى اخبار البشر متوفّاى سنه 732 مى نویسد:
سپس ابوبکر عمر بن الخطاب را به سوى على و افرادى که با او بودند فرستاد تا آنها را از خانه فاطمه بیرون کند، و به او گفت اگر از
آمدن امتناع ورزیدند با آنها جنگ کن، سپس عمر با مقدارى آتش براى سوزاندن خانه به سوى آنها رفت و فاطمه با او روبرو شد و گفت
اى پسر خطاب کجا مى روى، آیا آمدى خانه مرا بسوزانى؟ گفت: آرى، مگر آنکه درآئید در چیزى که همه امّت درآمدند.
مؤلف روایتى بر خلاف آن نقل نمى کند.
در مورد عدم انعکاس این قضیّه در « الکامل فى التاریخ » از ابن اثیر; و البدایة و النهایة از ابن کثیر; و تاریخ المبتداء والخبر از ابن خلدون
نکته اى است که در تحت عنوان پاسخ به یک سؤال به آن اشاره خواهیم کرد.
8 ـ علامه محمد بن محمد بن شحنه متوفاى 815 در این مورد مى نویسد:
«سپس عمر به در خانه على آمد تا خانه را با اهل آن بسوزاند ناگاه با فاطمه(س) مواجه گردید عمر گفت مگر درآیید در چیزى که همه
در بیشتر این عبارات چنانچه ملاحظه مى کنید ابوبکر به عمر گفت در صورت امتناع متحصّنین از بیرون آمدن با آنها بجنگد. و عمر با پاره اى
آتش براى سوزاندن خانه به سوى آنها رفت و سوگند یاد کرد که در صورت بیرون نیآمدن خانه را با اهلش بسوزاند.
بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟
حرمت خانه وحى در قرآن و حدیث .
مهر ورزیدن و دوست داشتن پیامبر خدا از اصولى است که قرآن به آن دعوت مى کند، و یادآور مى شود که علاقه ما به خدا و
پیامبر (ص) باید بالاتر از مهر ما نسبت به پدران و فرزندان و برادران و همسران و خویشاوندان باشد(1).
و در آیه اى دیگر مودت «ذى القربى» را پاداش رسالت تلقى مى کند و مى فرماید :
قُلْ لا اَسْئَلکُمْ عَلَیْهِ اَجْرَاً اِلاّ الْمَوَدَةَ فِى الْقُرْبى (2)
بگو من پاداشى جز مودت ذى القربى نمى خواهم.
در لسان قرآن ، خانه وحى و خانه هاى وابسته به آن از همان احترامى برخوردارند که مساجد و خانه هاى خدا از آن برخوردار
قرآن در باره خانه هاى پیامبران چنین مى فرماید:
فی بُیُوت اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَااسْمُهُ یُسَبِحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِ وَ الاْصال
خانه هایى که خدا به ترفیع و تکریم و بردن نامش در آن، فرمان داده است ، و مردان خدا را در آن صبح و عصر تسبیح مى گویند.
مقصود از این بیوت به تصریح پیامبر گرامى (ص) مساجد نیست بلکه خانه هاى پیامبران است .
جلالدین سیوطى ( 848 ـ 911 ) در تفسیر خود به سندى از انس بن مالک نقل مى کند :
پیامبر خدا فرمود « بیوت الانبیاء » خانه هاى پیامبران است ، سپس ابوبکر برخواست و در حالى که به خانه على و فاطمه
تکریم بیوت پیامبران و بالاخص بیوت پیامبر گرامى ، به زمان خود اختصاص ندارد بلکه مسلمانان در طول زمان باید در حفاظت و
جاى تأسف است که امت اسلامى پس از درگذشت پیامبر گرامى این اصل را نادیده گرفته و شئون او را درباره خاندانش و بیت
کتابى که هم اکنون در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار مى گیرد، به تحلیل گوشه اى از این وقایع پرداخته است.
هر گاه نگارش تاریخ و تحلیل وقایع با رعایت موازین اخلاقى و آداب اسلامى صورت پذیرد ، مایه بینایى امت اسلامى مى گردد،
بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟
اکنون موضوع اوّل یعنى هجوم آوردن مأمورین خلافت به خانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) جهت بردن ایشان براى بیعت و تهدید
این مسأله در منابع معتبر اهل سنّت و شیعه آمده و از قدیمى ترین کتب تاریخى اهل سنّت گرفته تا تألیفات دانشمندان معاصر
الف : عبدالقاهر بغدادى متوفاى 429 ، عبدالکریم شهرستانى متوفاى 548 و صلاح الدین خلیل الصفدى متوفاى 764 هنگام
متأسفانه با تتبعى که کردیم مستقیماً به عقاید نظّام دسترسى پیدا نکردیم.
ب: علامه حلى متوفاى 726 ، علامه شیخ حرالعاملى متوفاى 1104 و قاضى نورالله التسترى المستشهد 1019 مسأله تهدید
ج: همچنین علامه حلّى و شیخ حرالعاملى و قاضى نورالله تسترى از کتاب غرر ابن خذابه نیز همین مطلب را نقل مى کنند.
ولى متأسفانه نتوانستیم به چنین کتابى دست پیدا کنیم.
د: على بن یونس عاملى متوفاى 877 از بلاذرى نقل مى کند که عمر حضرت فاطمه (س) را بین در و دیوار قرار داد به گونه اى
ولى ما این مطلب را در انساب الاشراف چاپهاى فعلى نیافتیم.
هـ: حافظ گنجى شافعى متوفاى 658 و رشیدالدین ابن شهر آشوب متوفاى 588 از معارف ابن قتیبه نقل مى کنند که محسن
در صورتى که در المعارف چاپهاى فعلى چیزى در این موضوع دیده نمى شود.
( مرحوم علامه امینى (ره) در الغدیر جلد 2 صفحه 65 با ذکر نمونه اى تحریف در نسخه هاى المعارف را اثبات کرده اند.)
