امام حسين عليه السلام

معناى عصمت

از دیدگاه شیعه عصمت دو عرصه دارد،یکى در محور گناه دیگرى در مورد خطا،عصمت در مورد گناه این است که فرد معصوم در مدت عمرش مرتکب هیچ گونه گناه حتى گناه کوچک نشود.که این دیدگاه از دو بعد توسعه دارد،یکى این که عصمت اختصاص به دوران رسالت و مسؤولیت ندارد. دیگرى این که شامل تمام گناهان مى‏شود. عرصه دیگر عصمت،صیانت از خطا و اشتباه مى‏باشد.که فرد معصوم در محدوده دینى از خطا و اشتباه مصون باشد.هیچگاه در دریافت و شناخت معارف و ابلاغ و عمل به احکام دینى دچار اشتباه نمى‏شود.اما در محدوده غیر دینى آیا اشتباه مى‏کند یا نه،همه متکلمین شیعه بر این باور نیستند که مصون از خطا در سایر ابعاد زندگى باشد.این حداقل دائره و مفهوم عصمت از منظر شیعه مى‏باشد.بر این اساس انبیاى الهى و نیز ائمه علیهم السلام در تمام ابعاد دینى از گناه و خطا مصون هستند و در مدت عمر از آنان حتى یک گناه صادر نمى‏شود. مهمترین دلیل عصمت‏با این مفهوم گسترده آن،برهان عقلى است که اگر پیامبر دچار گناه و اشتباه شود اطمینان مردم از وى سلب مى‏شود،کسى به گفتار و رفتار آن باور نخواهد داشت. باور شیعه در مورد رهبران دینى نسبت‏به سایر فرقه‏ها این تفاوت اساسى را دارد که شیعه معتقد است رهبرى جامعه در هر زمان از جانب خداى سبحان است.خداى سبحان گر چه سفره نعمت رسالت و نبوت را بر چیده‏است،لیکن سفره امامت و رهبرى برچیدنى نیست،بلکه این سفره پر نعمت که ضرورى انسان است همواره از جانب خدا گسترده است.بعد از انبیا،ائمه علیهم السلام مسؤولیت رهبرى را به عهده دارند.و تا انسان بر روى زمین زندگى مى‏کند رهبرى از جانب خداى سبحان تامین شده است. بر اساس باور شیعه همان شرایط از عصمت که در مورد انبیا وجود دارد بدون هیچ تفاوت در مورد امامت نیز مطرح است و امام باید مانند پیامبر در ابعاد یاد شده معصوم باشد.اگر کسى در برهه از زمان فاقد این شرط باشد امام جامعه نخواهد بود. باور شیعه در مورد افراد امامت این است که بعد از رسول الله صلى الله علیه و آله دوازده نفر معصوم به عنوان جانشینان رسول الله صلى الله علیه و آله در امر رهبرى بر امت اسلامى از جانب خداى سبحان تعیین شده‏اند.اولین آنان على بن ابى طالب علیه السلام و آخرین آنها امام مهدى علیه السلام مى‏باشد.اینان در تمام ابعاد انسانى،از انسان‏هاى معمولى جامعه برتر هستند و همگى شایستگى مقام رهبرى را دارند.دلیل‏هاى گوناگونى هم بر این باور ارائه مى‏نماید که براى پرهیز از طولانى شدن بحث افزون بر برهان عقلى یک دلیل را مورد بررسى قرار مى‏دهیم.در قرآن مجید آیات فراوانى وجود دارد که یا شان نزول آنها ائمه بخصوص على بن ابى طالب علیه السلام مى‏باشد، و یا مقام منیع عترت را معرفى مى‏نماید که آیه تطهیر بهترین آنهاست. آیه تطهیر قرآن در بخشى از آیات سوره احزاب ابعاد شخصیت‏حقوقى همسران رسول الله صلى الله علیه و آله را مورد توجه قرار داده است و در میان این بخش از سخن،بیان‏رسایى در مورد مقام رفیع عترت رسول الله صلى الله علیه و آله دارد.روى سخن قرآن پیش و پس از آیه تطهیر همسران حضرت است،لیکن ناگاه روى سخن تغییر پیدا مى‏کند و در بین مخاطب خویش را عترت و اهل بیت قرار داده به آنها مى‏فرماید خداى سبحان اراده کرده است که هر گونه رجس و پلیدى را از دامن عترت زدوده و آنان را نوعى پاکیزه و مطهر گرداند: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (1) .«خداى سبحان اراده نموده است که هر نوع آلودگى را از شما اهل بیت زدوده و شما را پاک و مطهر نماید.»ابتدا بررسى دو نکته،یکى این که منظور از رجس زدایى چیست.دیگر این که مراد قرآن از اهل بیت چه کسانى مى‏باشد. معناى رجس معناى رجس پلیدى و آلودگى است و مسلم منظور آلودگى‏هاى اعتقادى و معنوى مى‏باشد،نه آلودگى ظاهرى که با آب قابل شستشو است.زیرا تطهیر از آلودگى ظاهرى بوسیله آب از هر کس ساخته است.افزون بر این که شواهد روایى منظور از رجس را هر نوع آلودگى و گناه عنوان مى‏نماید:انا و اهل بیتى مطهرون من الذنوب (2) «من و اهل بیتم از گناه پاک هستیم‏». اهل بیت چه کسانى هستند؟ اهل بیت‏به لحاظ واژگانى یعنى اهل خانه،شامل همسر،فرزندان،پدر و مادر مى‏باشد.افرادى که معمولا با هم زندگى مى‏کنند.مفهوم واژگانى آیه شامل همه افراد یک خانه که محرم یکدیگرند و بدون محدودیت‏با هم‏زندگى مى‏کنند مى‏شود.بنابراین اگر کسى از جهت واژگانى آیه را تفسیر کرد و گفت منظور از اهل بیت در آیه مبارکه همسران و فرزندان رسول الله صلى الله علیه و آله مانند فاطمه،على و حسنین مى‏باشد،گزاف نگفته است و نمى‏توان نظر وى را مردود دانست.لیکن گاهى منظور و مقصود قرآن تنها مفهوم واژگانى به وسعت و تنگنایى که دارد نمى‏باشد بلکه منظور قرآن از یک واژه مفهوم خاص است که آن مفهوم خاص در عین هماهنگى و همخوانى با مفهوم واژگانى، دایره آن را محدود یا توسعه مى‏دهد.و مى‏توان گفت واژه اهل بیت در این آیه از این قرار است. راه تفسیر صحیح قرآن هم این است که ابتدا مفاهیم واژگانى بر اساس محاوره عرفى مورد توجه قرار گیرد.لیکن به این مقدار نباید بسنده نمود بلکه چون مراد قرآن ممکن است‏با مفهوم واژگانى در توسعه تفاوت داشته باشد.باید آن مفهوم را به منظور قرآن ارائه نموده اگر هم خوانى داشت آنگاه مفهوم صحیح مى‏تواند باشد.و چون به مقصود اصلى قرآن را رسول الله صلى الله علیه و آله آگاه است،و بر اساس آیه ما آتیکم الرسول فخذوه (3) و حدیث‏شریف ثقلین رسول الله صلى الله علیه و آله و عترت از مقصود قرآن آگاه است.باید برداشت‏هاى قرآنى را با دیدگاه رسول الله صلى الله علیه و اله و عترت مقایسه نمود اگر همخوانى داشت مفهوم صحیح و الا مفهوم نادرست‏خواهد بود. بدین سبب در مفهوم واژگانى قرآن گرچه انطباق اهل بیت‏بر همسران پیامبر بى اشکال است، لیکن از دیدگاه رسول الله صلى الله علیه و آله و عترت این انطباق صحیح نیست،زیرا روایات فراوانى شیعه و سنى از رسول الله صلى الله علیه و آله نقل مى‏کند که منظور قرآن را از اهل بیت افراد خاص معرفى مى‏نماید.و حتى به صورت‏شفاف شمول آیه را نسبت‏به همسران رسول الله صلى الله علیه و آله منع مى‏کند و دائره مفهوم آیه را اختصاص مى‏دهد به على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسین و فرزندان حسین علیهم السلام.یعنى همان ائمه معصومین و فاطمه زهرا.با این بیان روایات اجازه نمى‏دهند که آیه شامل همسران رسول الله صلى الله علیه و آله شود و نمى‏توان آیه را این گونه تفسیر نمود.زیرا این سخن اکتفا بر قرآن و بى‏نیازى از عترت است که به یقین راه غلط و کژ راهه است.اینک با مرورى کوتاه به برخى روایات این حقیقت‏شفافتر خواهد شد. روایات و آیه تطهیر سیوطى از ترمذى و طبرانى و...در ذیل آیه از رسول الله صلى الله علیه و آله نقل مى‏کند:انا و اهل بیتى مطهرون من الذنوب (4) . این گونه روایات تطهیر را توضیح مى‏دهند که منظور همان پاکى از گناه است و برهان بر عصمت اهل بیت است،و همسران رسول الله صلى الله علیه و آله معصوم علیهم السلام نبودند.و نیز از ابو سعید خدرى از رسول الله صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند که آیه تطهیر در مورد پنج نفر نازل شده است:نزلت الآیة فی خمسة فى و فى على و فاطمة و حسن و حسین (5) . و به روایات متواتر و یا مستفیض رسول الله صلى الله علیه و آله این افراد را زیر کسا گرد آورد آنگاه فرمود:هولاء اهل بیتى.و بدنبال آن آیه تطهیر را قرائت نمود. (6) و نیز روایات متعدد نقل است که وقتى آیه تطهیر نازل شده و حضرت آن چند نفر را زیر کسا گرد آورد ام سلمه اجازه خواست وارد آن جمع شود.حضرت‏در عین حال که در حق وى دعا کرد و وى را ستود در جمع جانان راه نداد.ام سلمه:انا معکم فقال انک على خیر (7) انما نزلت فی و فى اخى و فى ابنتى و تسعة من ولد ابنى الحسین خاصة لیس معنا فیها احد غیرنا. (8) «آیه درباره خصوص من و برادرم على و دخترم فاطمه و نه نفر از فرزندان حسین نازل شده است.»عن ابى جعفر علیه السلام فى قول الله عز و جل انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا قال نزلت هذه الآیة فى رسول الله و على بن ابى طالب و فاطمة و حسن و حسین و ذلک فى بیت ام سلمه زوج النبى فدعا رسول الله علیا و فاطمه و الحسن و الحسین ثم البسهم کساء له خیبریا و دخل معهم فیه ثم قال هؤلاء اهل بیتى وعدتنى فیهم ما وعدتنى اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا فقالت و انا معهم یا رسول الله صلى الله علیه و آله قال ابشرى یا ام سلمه فانک الى خیر. (9) «از امام باقر علیه السلام روایت مى‏نماید که آیه تطهیر درباره رسول الله صلى الله علیه و آله و على و فاطمه و حسن و حسین نازل شد.آنگاه حضرت کساى خیبرى را بر آنها قرار داد و فرمود اهل بیت من اینها هستند.و حتى ام سلمه(همسر رسول الله صلى الله علیه و آله)خواست در جمع آنان وارد شود حضرت اجازه ندادند». روایات از چند جهت آیه را تفسیر مى‏کنند.منظور از رجس ترک گناه است.منظور از اهل بیت افراد خاصى هستند گر چه از لحاظ مفهوم واژگانى شامل همسران نیز مى‏باشد لیکن به لحاظ این که مقام ویژه‏اى را تبیین مى‏کند همسران رسول الله صلى الله علیه و آله در این مقام با اهل بیت همراه نیستند.بدین سبب آیه همان مقام عصمت را براى اهل بیت‏بیان مى‏کند و همسران رسول الله صلى الله علیه و آله هیچ کدام به این مقام بار نیافته‏اند.حتى ام سلمه که از همسران به نام و با تقوا وطهارت رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏باشد خواست همراه جمع کساء قرار گیرد حضرت اجازه ندادند.روایات باتفاق مسلمانان مى‏باشد.و مفاد آنها امرى اعتقادى و یقینى مى‏باشد که مى‏توان با آنها برهان اقامه نمود،که مفاد آیه منحصر به افراد خاص مانند على بن ابى طالب و فاطمه علیها السلام و حسنین و نه نفر از فرزندان حسین اختصاص دارد.بنابر این آیه عصمت دوازده امام و فاطمه علیها السلام را دلالت دارد. سیاق آیه تطهیر در عین حال شبهاتى و سؤالاتى پیرامون آیه وجود دارد که بحث‏هاى آن ارتباط با موضوع تفسیر و کلام دارد.تنها یک موضوع را که با این مفاد ارتباط مستقیم دارد مطرح و بررسى مى‏نماییم و آن سؤالى است که بیشتر از سوى مفسران اهل سنت مطرح است که آیه در سیاق آیات زنان پیامبر است. وحدت سیاق اقتضا مى‏کند که این آیه هم مربوط به زنان پیامبر باشد.در حالى که این برداشت که عنوان شد با وحدت سیاق ناسازگار است.افزون بر این که در ذیل آیه روایاتى از طریق اهل سنت نیز نقل شده است مفاد همین وحدت سیاق را تایید مى‏کند که آیه درباره همسران رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏باشد. برخى از مفسران شیعه (10) این اشکال را پذیرفته‏اند که این مفاد با وحدت سیاق سایر آیات ناسازگار است آنگاه جواب دیگر مطرح فرموده‏اند که اصولا جایگاه چینش این آیه این جا نیست.و در این زمینه دستکارى رخ داده است که آیا در میان آیات همسران رسول الله صلى الله علیه و آله قرار گرفته است.اصولا جایگاه آیات توقیفى(دستور خدا و رسول الله صلى الله علیه و آله)نمى‏باشد.بلکه در برخى از موارددست دیگرى غیر از رسول الله صلى الله علیه و آله در کار بوده است. لیکن جواب دیگرى بر اساس پذیرش توقیفى بودن جایگاه آیه‏ها مى‏توان مطرح کرد،زیرا جایگاه آیات از شؤون مهم قرآن مى‏باشد.به لحاظ این که سیاق آیات در مفاد و برداشت تاثیر دارد و برداشت‏ها را متفاوت مى‏کند و آن نوع از شؤون قرآن که در مفاد و برداشت تاثیر گذارى دارند نمى‏شود به امر رسول الله صلى الله علیه و آله در حقیقت‏به امر وحى نباشد.این گونه شؤون قرآن از هر جهت مصون از تحریف و دست کارى است.و این از اعتقادات و باورهاى مسلم شیعه و سنى مى‏باشد.کسى به غیر رسول الله صلى الله علیه و آله در شؤون قرآن دخالت نداشته است. آیه تطهیر در میان آیات همسران پیامبر است و به ظاهر با مفاد آیات قبل و بعد ناسازگار است زیرا روى سخن با همسران رسول الله صلى الله علیه و آله است و یک مرتبه روى سخن برگشته و مخاطب را مردها قرار داده است و تمام ضمیرها مذکر آمده است!در عین حال این نکته با مطلب توقیفى بودن آیات ناسازگار نمى‏باشد.زیرا محور مهم در سیاق سازگارى با عرف محاوره است.این معمول محاورات انسان‏ها است،گاهى به لحاظ اهمیت‏یک موضوع آن موضوع در میان سیاق سخن دیگرى مطرح مى‏شود که هیچ ارتباطى با قبل و بعد سخن ندارد یعنى در بین یک متن سخن منسجم و به هم پیوسته یک جمله یا چند جمله سخن ویژه و برجسته آورده مى‏شود و این نوع سخن گفتن از اصول محاوره مردمى بیرون نیست.قرآن که فنون زبان مردم را در محاوره خویش رعایت نموده است،گاهى جمله‏اى معترضه در میان سخن دیگرى مى‏آورد مانند آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم (11) .در اینجا نیزگر چه سخن از شخصیت‏حقوقى زنان رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏باشد،براى این که توجه مخاطب خویش به اهمیت موضوع دیگرى یعنى شان و مقام اهل علیه السلام برساند،یک مرتبه روى کرد سخن به اهل بیت‏بر مى‏گردد و تمام ضمیرها مذکر مى‏شوند تا با طرح این سوال که چرا روى کرد سخن تغییر کرد مخاطب خویش را متوجه اهمیت مقام عصمت عترت و اهل بیت‏بنماید.و این گر چه با سیاق قبل و بعد به ظاهر ناسازگار است،لیکن با عموم فنون محاوره سخن ناسازگار نیست و ناسازگار هم نیست که رسول الله صلى الله علیه و آله به امر وحى محل و جایگاه آیه را در چینش آیات همسران رسول الله صلى الله علیه و آله تعیین کرده باشد.زیرا اگر چه با سیاق قبل و بعد ناسازگار است لیکن با فنون اصلى محاوره‏اى که معیار اصلى و یک سیاق عمومى است ناسازگار نمى‏باشد.زیرا جمله معترضه‏اى است که در میان آیه‏هاى همسران رسول الله صلى الله علیه و آله قرار گرفته است.این جواب سازگار است‏با این که آیه تطهیر با آیات قبل و بعد نازل شده باشد،و هم سازگار است،با این که جداگانه نازل شده لیکن رسول الله صلى الله علیه و آله به لحاظ این نکته دستور فرموده باشد در میان آیات همسرانش قرار گیرد،که شرح این موضوع بیش از این مقدار تناسب با موضوع این نوشتار ندارد از موضوعات علوم قرآنى مى‏باشد که در جایگاه خودش باید بررسى شود. (12) اما روایاتى که اهل سنت در مورد شان نزول آیه ذکر مى‏کنند که آیه درباره همسران رسول الله صلى الله علیه و آله است.از طریق شیعه چنین روایت مستند نیست.این روایات اهل سنت‏با روایات صحیح و متقن دیگرى که خود آنان نقل مى‏کنند که رسول الله صلى الله علیه و آله حتى ام سلمه را در جمع اهل بیت راه نداد ناسازگار مى‏باشند. با این توضیح این نکته به خوبى آشکار و مستند شد که آیه تطهیر مقام رفیع عصمت اهل بیت را بیان مى‏کند و على بن ابى طالب با فاطمه علیها السلام افضل افراد عترت هستند و مقامشان از سایرین نیز برتر است و آیه فضیلتى را براى على علیه السلام به اثبات مى‏رساند که هیچ کدام از اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله در این فضیلت‏با على مشارکت ندارد.به همین لحاظ بر دیگران مقدم است.تنها فردى است که بعد از رسول الله صلى الله علیه و آله شایستگى رهبرى جامعه را دارد. پى‏نوشتها: 1.احزاب،33. 2.در المنثور،ج 5،ص 198. 3.حشر،7. 4.در المنثور،ج 5،ص 198. 5.در المنثور،ج 5،ص 198. 6.همان. 7.همان،صحیح مسلم،ج 7،ص 130. 8.نور الثقلین،ج 4،ص 272. 9.همان،ص 270. 10.از جمله علامه مجلسى رحمه الله(بحار،ج 35،ص 234).علامه طباطبایى رحمه الله در کتاب قرآن در اسلام،ص 205،لیکن علامه طباطبایى در تفسیر المیزان متمایل است که بپذیرد که چینش آیه تطهیر به امر رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏باشد.المیزان،ج 16،ص 330. 11.مائده،3. 12.براى توضیح بیشتر رجوع شود به‏«پژوهشى در علوم قرآن‏»،صفحه 74 و 230 به بعد. امام على(ع) الگوى زندگى صفحه 54 حبیب الله احمدى

   + ammar saheb ; ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
comment نظرات ()