امام حسين عليه السلام

نخستین قرن غیبت

در دوره غیبت صغرى (260ـ329) تا اواخر قرن چهارم سه گرایش گوناگون فقهى در جامعه شیعى وجود داشته است: (أ) اهل الحدیثـاین گرایش دنباله رو و استمرار گرایش سنت گراى دوره حضور بوده،و همت خود را بر جمع آورى احادیث و ضبط و حفظ آن مصروف مى‏داشته است.هواداران این مکتب عموما چنان که پیش‏تر دیدیم با اجتهاد به صورت یک عمل و کوشش فکرى بر اساس استنباط تعقلى میانه‏اى نداشتند و حتى استدلالات عقلى کلامى را که براى تقویت مذهب و در حمایت از نقطه نظرهاى شیعى به کار مى‏رفت محکوم مى‏نمودند (1) .درست حالتى که در میان پیروان مکتب اهل الحدیث سنى وجود داشت و احمد بن حنبلـبه عنوان مثالـحتى از آن قسم کلام که در دفاع از اسلام به کار رود نیز نهى مى‏نمود (2) . فقهاء مکتب اهل الحدیث از رهگذر پیروى از احادیث به دو گروه تقسیم مى‏شده‏اند:گروهى که روایات را با اصول درست علم رجال و علم حدیث نقادى مى‏نمودند و هر روایتى را با هر کیفیت و وضع نمى‏پذیرفتند و به روایات وارده درمسائل فقهى احاطه و اطلاع داشتند و چه بسا قواعد و ضوابط اصول فقه را در مورد حالات مختلف ادله،و لو به صورت ساده آن مى‏دانستند (3) و حتى قسمتى از این ضوابط را که در روایات راهنمایى شده است عملا به کار مى‏بستند (4) .با این همه به رعایت شیوه محافظه‏کارانه و سنت گراى خود هرگز به فکر جدا کردن فقه از حدیث،و تدوین و ترتیب کتاب‏هاى فقهى مستقل برنیامدند و از نوشتن مطالب فقهى با عباراتى جز نص عبارات روایات مذهبى هراس و وحشت داشتند (5) . نوشته‏هاى فقهى این گروه از محدثان مجموعه‏اى از متون روایات بود که به ترتیب موضوعى دسته بندى شده،و گاه اساتید روایات نیز حذف گردیده بود (6) . محدثانى چون محمد بن یعقوب کلینى (م 329) ،محمد بن الحسن بن احمد بن الولید (م 343) و محمد بن على بن بابویه قمىـصدوق (م 381) از این گروه بوده‏اند (7) . گروه دیگر طرفدار پیروى بى‏قید و شرط از احادیث بوده و با مبانى اصول فقه و قواعد جرح و تعدیل حدیثى یک سر بیگانه،و از قوانین استدلال و آداب بحث به کلى بى‏اطلاع بوده‏اند (8) .تمایلات افراطى این گروه در جانبدارى از احادیث،همطراز گرایش افراطى حشویه در مذهب سنى بود که از گرایش اصحاب الحدیث در همان مذهب افراطى‏تر،انحرافى‏تر و خشک‏تر بود (9) هر چند در تألیفات متکلمان شیعى قرن‏هاى چهارم و پنجم و ششم اصطلاحاتى از قبیل حشویه (10) و مقلده (11) ،در کنار اصطلاحاتى چون اصحاب الحدیث (12) و اخباریه (13) بر تمامى هواداران گرایش محدثان در این دوره اطلاق شده است. در کتابهاى علم رجال از برخى از فقهاء این مکتب و گرایش آنان صریحا یاد شده است مانند ابو الحسین الناشى،على بن عبد الله بن وصیف (م 366) که گفته‏اند در فقه به روش اهل ظاهر سخن مى‏گفت (14) .لیکن به خاطر عدم وجود استدلال و مبناى اجتهادى در این مکتب،و نبودن هیچ گونه فکر نو و تازه‏اى در میان آنان،آراء و انظار فقهى هواداران این روش که چیزى جز مفاد احادیث مذهبى نبوده است ارزش فقهى مستقل نیافته و در متون و مآخذ مربوط بدان اعتنا نشده است (15) ،ولى نظرات کلینى و صدوق از گروه اول در منابع فقهى نقل مى‏شود (16) . این مکتب که نخست در دوره حضور یکى از دو گرایش رایج در جامعه علمى شیعه بود در روزگار غیبت صغرى اندک اندک بر مراکز علمى و محیط فکرى شیعى چیره گردید و گرایش عقلى کلامى و فقهى را که براساس اجتهاد و استدلال متکى بود بالکل مغلوب ساخت.مرکز علمى قم که در آن هنگام بزرگ‏ترین و مهم‏ترین مجمع مذهبى شیعى بود به طور کامل در اختیار این مکتب قرار داشت و فقهاء قمیین همگى از محدثان (17) ،و مخالف با هر گونه استدلال و اجتهاد و تفکر عقلانى در جامعه شیعى بوده‏اند.اکثریت قاطع فقهاء شیعى در این دوره تا اواخر قرن چهارم جزء پیروان این مکتب قرار داشته‏اند (18) . این مکتب چنان که خواهیم دید در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم با کوشش و تلاش شیخ مفید و شاگردش شریف مرتضى در هم کوبیده شد و گرچه چند تنى به صورت پراکنده تا دوره‏هاى بعد از هواداران آن باقى مانده بودند (19) لیکن دیگر هیچ گونه اثر و تأثیرى در محیط علمى شیعه نداشتند. در آثار مفید و مرتضى شیوه فقهى و اصول معتقدات هواداران این مکتب به خوبى نشان داده شده است (20) . (ب) قدیمینـهم زمان با استیلاء محدثان بر محیط علمى و مذهبى شیعه در نیمه دوم قرن سوم و قسمت عمده قرن چهارم،دو شخصیت بزرگ علمى در میان فقهاء شیعى پدیدار شده‏اند که هر یک داراى روش فقهى خاصى بوده‏اند.نقطه مشترک در روش فقهى این دو،استفاده از شیوه استدلال عقلى است. بنابر این کار این دو به نوعى ادامه فقه تحلیلى و تعقلى دوره حضور امام بوده،و نخستین دوره فقه اجتهادى شیعى به صورت مجموعه‏اى مدون و مستقل شمرده مى‏شود (21) .مستقل از حدیث و جدا از آن،لیکن بر اساس آن و در چهارچوب آن،به شکل تفریع فروع از اصول به کمک استدلال عقلى و إعمال فکر و اجتهاد و نظر. این دو شخصیت با آن که هر یک از گروهى دیگر،و داراى روش و خط مشى مختلف بوده‏اند لیکن در بسیارى موارد در تصمیم‏گیرى‏هاى حقوقى به نتیجه واحدى رسیده و نظر مشترکى اتخاذ نموده‏اند .از این رو در مآخذ فقهى معمولا با عنوان قدیمین به آراء فقهى آنان اشاره مى‏شود (22) .این دو عبارتند از: 1ـابن ابى عقیل،ابو محمد حسن بن على بن ابى عقیل العمانى الحذاء،دانشمند نیمه اول قرن چهارم (23) ،نگارنده اثر فقهى مشهورى به نام المتمسک بحبل آل الرسول که در قرن‏هاى چهارم و پنجم از مشهورترین و مهمترین مراجع فقهى بوده (24) و بندهایى از آن در مآخذ فقهى متأخرتر نقل شده است (25) . 2ـابن الجنید،ابو على محمد بن احمد بن الجنید الکاتب الاسکافى،دانشمند میانه قرن چهارم (26) ،نگارنده تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه و الاحمدى فى الفقه المحمدى (27) . چنان که دیده مى‏شود این دو دانشمند تقریبا در یک زمان مى‏زیسته‏اند.ابن ابى عقیل که اندکى بر ابن الجنید تقدم زمانى دارد (28) از نظر گروه علمى در زمره متکلمان شیعى قرار داشته (29) و در واقع نخستین شخصیت در مکتب فقهى متکلمان است که دوره سوم فقه شیعى را تشکیل مى‏دهد و ویژگیها و روش کار آنان را پس از این خواهیم دید.او نیز مانند متکلمان دیگر،احادیث غیر مسلم مذهبى راـکه در اصطلاح اصول فقه خبر واحد خوانده مى‏شودـمعتبر و حجت نمى‏دانسته است.روش فقهى او بنابر آنچه از آراء و فتاواى وى بر مى‏آید بر قواعد کلى قرآنى و احادیث مشهور و مسلم استوار بود.در مواردى که قاعده‏اى کلى در قرآن و احادیث مشهور و مسلم استوار بود.در مواردى که قاعده‏اى کلى در قرآن وجود داشته و در احادیث استثناهایى براى آن ذکر گردیده است وى عموم و کلیت قاعده مزبور را حفظ مى‏نمود و به آن احادیث اعتنا نمى‏کرد مگر آن که آن احادیث قطعى و تردید ناپذیر باشد (30) .البته در دوره وى به خاطر نزدیکى به روزگار حضور امام،وضع بسیارى از احادیث روشن و مشخص بود (31) و نظرات امامان در اصول و مبانى بنیادى حقوقى به خاطر اختلافات روایتى دچار ابهام فراوان نشده بود،و به همین دلیل بسیارى روایات که او در کتاب خود به امامان نسبت داده مورد قبول مطلق دانشمندان شیعى پس از او قرار گرفته است (32) .روش فقهى ابن ابى عقیل مورد احترام و تحسین دانشمندان پس از او قرار داشته (33) و آراء حقوقى او در همه مآخذ شیعى نقل شده است.اما شخصیت دوم در این طبقه یعنى ابن الجنید اقبالى بلند نیافته،و روش فقهى وى مورد انتقاد معاصران و متأخران از وى قرار گرفته است . ابن الجنید نیز از متکلمان پر اثر شیعى بوده و آثار و مؤلفات کلامى متعددى داشته است (34) از جمله کتابى در دفاع از فضل بن شاذان متکلم مشهور شیعى قرن سوم (35) که چنان که پیش‏تر دیدیم از هواداران مشى تفکر عقلانى در شیعه و از پیروان روش استدلالى و تحلیلى در فقه بود.با این همه ابن الجنید از نظر گرایش فقهى پیرو مکتب اصحاب الحدیث شمرده مى‏شد (36) چه مانند آنان احادیث مذهبى غیر قطعى را حجت مى‏شمرد و بدان عمل مى‏کرد.لیکن از طرف دیگر در استنباط و استخراج احکام فقهى از منابع آن،به روش تحلیلى و استدلالى عقلى معتقد بود و بر عکس محدثان که ظاهر روایت را به تنهایى پیروى مى‏کردند او گویا درک کلى حقوقى از هر روایت را در مقایسه با اشباه و نظائر آن ملاک عمل قرار مى‏داد (37) .کشف قطعى علت یک حکم که در فقه شیعى متأخر،حجت و معتبر شناخته شده است گویا در روش فقهى او نیز مورد استفاده قرار مى‏گرفته (38) و پیش‏تر گفته شد که این روش حقوقىـکه موجب تأسیس ضوابط و قواعد کلى در مسائل،و بى‏نیازى از دستور و نص خاص حدیثى در هر مورد استـدر قرون اولیه نوعى قیاس شمرده مى‏شد (39) و اصحاب الحدیث آن را نیز مانند قیاس مصطلح سنى ناروا مى‏دانستند.از این رو ابن الجنید نیز مانندهواداران گرایش تعقلى و استدلالى فقه دوره حضور امام از جمله فضل بن شاذان به پیروى از قیاس (40) و همچنین راى (41) متهم گردید و این نکته موجب شد که تألیفات او بر عکس آثار فقهى ابن ابى عقیل متروک شود (42) و نظرات فقهى وى در دوره سوم و چهارم فقهـکه تا حدود زیادى از بینش‏هاى مکتب اهل الحدیث متأثر بودـچندان مورد توجه قرار نگیرد (43) . ابن الجنید براى دفاع از خود و روش فقهى خویش کتابهایى نوشته که نام برخى از آنها مانند کشف التمویه و الالباس على اغمار الشیعه فى امر القیاس و اظهار ما ستره اهل العناد من الروایة عن ائمة العترة فی امر الاجتهاد (44) خود بیانگر شیوه او در فقه است.او در کتاب المسائل المصریة خود نیز از روش خویش دفاع نمود (45) . مفید،دانشمند معروف شیعى آغاز قرن پنجم که خود شاگرد وى بود (46) و هوش و استعداد فقهى او را مى‏ستود (47) با روش فقهى وى سخت به مبارزه برخاست و آن را در برخى آثار خود از قبیل المسائل الصاغانیة (48) و المسائل السرویه (49) و دو رساله خاص یکى در رد المسائل المصریه وى با نام نقض رسالة الجنیدى الى اهل مصر (50) و دیگرى با نام النقض على ابن الجنید فی اجتهاد الرأى (51) تخطئه نمود.شاگردان مفید نیز آراء فقهى ابن الجنید را در آثار خویش نقل نموده و آن را رد کردند (52) .روش فقهى ابن الجنیدـکه از یک سو بر خلاف دوره سوم فقه،حجیت و اعتبار احادیث مذهبى را به عنوان منبع اساسى فقه مى‏پذیرفت و از طرف دیگر عقل را به مثابه ابزار اساسى استنباط احکام به رسمیت مى‏شناختـچنان که گفته شد با روش‏هاى تکامل یافته‏تر فقه شیعى دوره‏هاى بعد سازگارتر و هماهنگ‏تر بود (53) از این رو دو قرن پس از او،آراء فقهى وى براى نخستین بار وسیله ابن ادریس فقیه شیعى اواخر قرن ششم با حرمت نقل گردید (54) .سپس از نیمه دوم قرن هفتم که استدلالات دقیق عقلى راه خود را در فقه شیعى بیشتر گشود آثار این دانشمند با اعجاب و تحسین و حرمت بسیار نگریسته شد.علامه حلى دانشمند معروف شیعى آغاز قرن هشتم او را در عالى‏ترین رتبه فقاهت دانست (55) و آراء فقهى او را در آثار خود نقل کرد (56) . فقهاء دوره پنجم به خصوص شهید اول،فاضل مقداد و ابن فهد به آراء او توجه و اعتناء بسیار داشته و تمامى نظرات او را در مسائل مختلف فقهى در آثار خود نقل نموده‏اند.شهید دوم از پیروان همین دوره فقهى درباره وى مى‏گوید که او در میان فقهاء قدیم شیعى از رهگذر تحقیق علمى و دقت نظر کم نظیر بوده است (57) . در هر صورت به شرحى که دیدیم کار تدوین و ترتیب مستقل مجموعه فقه شیعى،و جدا کردن آن به صورت دانشى کاملا مجزا و ممتاز از حدیث،براى نخستین بار در این دوره و به وسیله این دو دانشمند انجام گرفت (58) . (ج) مکتب واسطهـدر همین دوره قشرى از فقیهان صاحب فتوى (59) در مراکز علمى شیعه بوده‏اند که گرچه با اجتهاد دقیق به سبک مکتب قدیمین آشنا نبوده و فقه را به صورت کاملا مستقل از متون روایت،و بر اساس تحلیلات دقیق‏حقوقى تلقى نمى‏کرده‏اند لیکن از روش محافظه کارانه و مقلدانه و سنت گراى اهل الحدیث نیز پیروى نمى‏نموده و در مسائل فقهى به نظر و اجتهاد قائل بوده‏اند و به اختصار از مکتبى متوسط میان دو گرایش ذکر شده فوق پیروى مى‏کرده‏اند. اجتهاد در این مکتب به شکل استخراج احکام جزئى‏تر از قواعد عمومى حدیثى،یا انتخاب یکى از دو طرف یا چند طرف در مورد تعارض اخبار با یکدیگر انجام مى‏گرفت.روشن است که تصمیم‏گیرى‏ها در این مورد همواره با یکدیگر برابر نبود و همین مطلب به این مکتب فقهى نوعى تحرک ملایم و معتدل مى‏بخشید که گاه در مورد برخى از مسائل مورد ابتلاء،شدیدتر و جدى‏تر مى‏شد. مسأله عدد در مورد ماه رمضان (یعنى این بحث که آیا تعداد روزهاى ماه رمضان مانند همه ماه‏ها تابع شرائط نجومى است یا داراى یک میزان ثابت و تغییر ناپذیر است) از جمله این مسائل بود که دانشمندان این مکتب در موضوع آن اختلاف نظر داشتند و رسائل متعددى در رد یکدیگر و انتقاد از نظر مخالف خود پرداخته‏اند (60) . مهم‏ترین شخصیت‏هاى این گرایش متوسط که از آراء آنان در برخى متون فقهى جا به جا یاد شده است عبارتند از: 1ـعلى بن بابویه قمى (م 329) . 2ـابو الفضل محمد بن احمد الصابونى الجعفى،صاحب الفاخر (نیمه اول قرن چهارم) . 3ـجعفر بن محمد بن قولویه قمى (م 369) . 4ـمحمد بن احمد بن داود بن على قمى (م 368) . پى‏نوشتها: 1.اعتقادات صدوق:74.نیز ببینید تصحیح الاعتقاد مفید:169ـ171/غیبت شیخ: .3 2.ابن الجوزى،مناقب احمد:205.دانشمند حنبلى،ابن قدامه موفق الدین عبد الله بن احمد جماعیلى مقدسى دمشقى (م 620) رساله‏اى دارد در تحریم مطالعه کتابهاى کلامى (ابن العماد،شذرات الذهب 5:90ـ91) که به چاپ رسیده است. 3.عده شیخ: .248 4.کشف القناع:207ـ214/تونى،رسالة فی صلاة الجمعه: .97 5.مبسوط شیخ 1: .2 6.از باب نمونه مقنع صدوق (ر ک:ص 2 همین مأخذ) . 7.فهرست شیخ:135 و 156 و 157/تسترى،رسالة فى سهو النبى:9.نیز ببینید رسائل شیخ انصارى : .87 8.عده شیخ:248/کشف القناع: .202 9.افصاح مفید:77/اوائل المقالات همو:65/تبصرة العوام رازى: .46 10.المسائل العکبریه مفید:59 ر/اوائل المقالات او:86/جواب اهل الحائر همو:114/النقض :3 و 236 و 272 و 285 و 529.نیز معتبر:6 و از آنجا در الاصول الاصیلة فیض: .61 11.جواب اهل الحائر:112/عده شیخ: .54 12.و مشابهات آن.ببینید رسالة فی الرد على اصحاب العدد مفید:124/اوائل المقالات او:80 و 81 و 87 و 88 و 89 و 92 و 101 و 108 و 118/تصحیح الاعتقاد او:186 و 222/سرویه او:222 و 223/الموصلیة الثالثة مرتضى:40 الف/التبانیات او:2/الطرابلسیات او:110/رسالة فی الرد على اصحاب العدد همو:130/سرائر:5 و 249/عده شیخ:248/غیبت او:3 (نیز مبسوط از همو 1:2) . 13.النقض:3 و 236 و 272 و 285 و 458 و 529 و 568ـ569/علامه،نهایة الوصول:200 پ.نیز شهرستانى :169 و 178/سید شریف،شرح مواقف:629 و 178/محصول فخر رازى (به نقل کشف القناع:203) . 14.فهرست شیخ:89/قهپایى 4: .233 15.رسالة فی الرد على اصحاب العدد،مرتضى:130 ب/التبانیات او:2/جوابات المسائل الموصلیة الثالثة:40 الف. 16.معتبر محقق حلى:7/هدایة الطالبین صاحب مدارک:4 پ/مقابس کاظمى: .23 17.رسالة فی ابطال العمل باخبار الآحاد،مرتضى:142 ب/فتونى،تنزیه القمیین:4.نیز ببینید فهرست شیخ: .157 18.عدة شیخ:248/علامه،نهایة الوصول:200 پ. 19.النقض: .568 20.رجوع شود به سرویه مفید:222 و 223/تصحیح الاعتقاد او:222/عکبریه او:59 ر/جواب اهل الحایر همو:112 و 116/رسالة فی الرد على اصحاب العدد او:124/الموصلیة الثالثة مرتضى :140 الف/تبانیات او:2/رسالة فی الرد على اصحاب العدد او:130 ب/رسالة فی ابطال العمل باخبار الآحاد:142 ب.نیز شیخ،عده:54 و 248/غیبت او:3/مبسوط 1:2/النقض:529 و .568 21.بحر العلوم 2: .218 22.این اصطلاح وسیله ابن فهد حلى فقیه شیعى قرن نهم (م 841) ابداع شده است.ببینید المهذب البارع وى:3 ر.نیز المقتصر:2 ر.سپس مدارک:463 و سایر مآخذ متأخر از آن. 23.او در نامه‏اى که به جعفر بن محمد بن قولویه (م 369) نوشت به وى اجازه داد که تألیفات او را روایت کند (نجاشى:38) .پس خود از دانشمندان نیمه اول این قرن خواهد بود. 24.نجاشى:38/ذریعه 19: .69 25.از جمله سرائر:102 (نیز ببینید صفحه 398) و مختلف علامه در بسیارى از موارد و در آثار شهید اول. 26.او در سال 340 در نیشابور بوده و مورد توجه اهالى آن شهر قرار داشت (صاغانیه مفید :17) .در جزء آثار این دانشمند از کتابى در پاسخ سؤالات معز الدوله دیلمى (م 356) یاد شده است (نجاشى:301) .بنابر این روزگار مرجعیت علمى و مذهبى او برابر با دوره فرمانروایى معز الدوله است که مصادف با دهه‏هاى چهارم تا ششم این قرن بود (بحر العلوم 3:222) . 27.بسیارى از عبارات این کتاب عینا در مختلف علامه و آثار شهید اول هست. 28.بحر العلوم 2: .218 29.نجاشى:38/فهرست شیخ:54 و 194/ابن داود: .111 30.قاموس الرجال تسترى 3: .198 31.ببینید مدارک: .219 32.مختلف علامه 2:157 و 167/تنقیح مقداد:88 پ. 33.نجاشى:38/سرائر:99 و 102 و 297 و .398 34.فهرست شیخ:134/نجاشى:301ـ .302 35.نجاشى: .301 36.المسائل السرویه مفید: .223 37.تأسیس الشیعه سید حسن صدر: .302 38.بحر العلوم 3:214/قاموس الرجال 11: .94 39.باید انصاف داد که برخى از مبانى حقوقى فقه شیعى در ادوار اخیر که بر اساس آن علت قطعى حکم با نوعى تحلیل عقلى کشف مى‏گردد با آنچه اهل سنت عملا به عنوان قیاس پیروى مى‏نموده‏اند فرق بسیار ظریفى دارد که درک آن کارى آسان نیست.فى المثل،اساس حقوقى«تنقیح مناط»و تناسب حکم و موضوع که گاهى با إعمال آن یک قاعده کلى بسیار وسیع از حکمى خاص در موردى مخصوص استنباط و کشف مى‏شود (عجالتا براى یک نمونه دیده شود فقه الامام جعفر الصادق مغنیه 3:29ـ40) و اکنون از پایه‏ها و ارکان اساسى فقه شیعى است. 40.المسائل الصاغانیه مفید:19/المسائل السرویه او:222ـ223/فهرست شیخ:134/نجاشى:302/معالم العلماء ابن شهر آشوب:87/خلاصه علامه:145/ابن داود:292/بحر العلوم 3:207/ابو على:346/امین استر ابادى:30/یحیى البحرانى:306/حسین بن شهاب الدین کرکى،هدایة الاخیار،فصل هشتم. 41.انتصار مرتضى:238/المسائل السرویه مفید: .223 42.المسائل الصاغانیه مفید:19/فهرست شیخ:134/رجال ابن داود: .292 43.المسائل الصاغانیه مفید:19/کشف القناع:297ـ .298 44.نجاشى: .301 45.المسائل السرویه: .224 46.فهرست شیخ: .134 47.المسائل الصاغانیة:18ـ .19 48.ایضا:17ـ .22 49.المسائل السرویه:222ـ .224 50.نجاشى:312/المسائل السرویه مفید: .224 51.نجاشى: .315 52.از جمله مرتضى در انتصار:77ـ78ـو 80ـ81 و 83 و 217 و 227 و 237ـ243 و 244 و 246/همو،المسائل الموصلیة الثانیة:34 الف/ابن البراج،شرح جمل العلم و العمل:244 و .251 53.قاموس الرجال تسترى 11: .94 54.سرائر: .99 55.ایضاح الاشتباه علامه:88ـ89.نیز ببینید بحر العلوم 3:205ـ206/ذریعه 4:510 و 20: .177 56.خلاصه او:145/ایضاح الاشتباه همو: .89 57.مسالک 2: .222 58.بحر العلوم 2:218.نیز دیده شود المسائل السرویه مفید: .222 59.المعتبر محقق حلى:7/هدایة الطالبین صاحب مدارک:4 پ. 60.ببینید به خصوص اقبال سید بن طاوس:6.نیز کشف القناع:139 و ذریعه 5:236ـ .238 زمین در فقه اسلامى ص 45 حسین مدرسى طباطبایى

   + ammar saheb ; ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
comment نظرات ()