امام حسين عليه السلام

7 اصل در هستى از دیدگاه اسلام

اصل اول جهان - به معناى ما سوى الله - مخلوق خداوند بوده و کائنات لحظه‏اى از خداوند بى‏نیاز نبوده و نخواهند بود.اینکه مى‏گوییم جهان مخلوق خدا است‏بدین معناست که جهان به اراده او آفریده شده و نسبت آن با خدا نسبت تولیدى از قبیل پدر و فرزند نیست، چنانکه مى‏فرماید:‹‹لم یلدو لم یولد›› (اخلاص/3). اصل دوم نظام کنونى جهان نظامى ابدى و جاودانه نیست، بلکه پس از مدتى که خدا از ساعت و زمان آن آگاه است،نظام موجود جهان برهم خورده و نظام دیگرى پدید مى‏آید، که همان نظام معاد و عالم اخروى است، چنان که مى‏فرماید: ‹‹یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوا لله الواحد القهار ›› (ابراهیم/48): روزى که زمین و آسمانها دگرگون مى‏شوند و در پیشگاه خداوند قهار حاضر مى‏شوند. در کلامى نیز که گفته مى‏شود« همگى از خداییم و به سوى او باز مى‏گردیم‏»، اشارتى به همین حقیقت نهفته است:‹‹انا لله و انا الیه راجعون›› (بقره/156). اصل دوم نظام جهان بر پایه علت و معلول استوار است، و می‏ان پدیده‏هاى آن رابطه على ومعلولى برقرار مى‏باشد. تاثیر هر پدیده در پدیده دیگر مشروط به اذن و مشیت الهى بوده، و اراده حکیمانه الهى بر این استوار گردیده است که فیاضیت‏خویش را غالبا از طریق نظام اسباب و مسببات تحقق بخشد. قرآن کریم هر دو مطلب فوق را بیان کرده است: هم اینکه میان پدیده‏هاى طبیعى رابطه سببیت‏حاکم است، و هم اینکه تاثیرگذارى هر علت و سببى در جهان، وابسته به اذن و مشیت کلى الهى است. در مورد نخست کافى است‏به آیه زیر توجه نماییم: ‹‹وانزل‏من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم›› (بقره/22): از آسمان آب فرو آورد و به سبب آن آب میوه‏هایى را براى روزى شما (از دل خاک) بیرون آورد. ودر مورد دوم نیز توجه به آیه زیر کافى است: ‹‹والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه›› (اعراف/58) و گیاه سرزمین پاکیزه به اذن پروردگار مى‏روید.و به همین مضمون است آیات:102،249، 251/بقره،49،166/ آل عمران. (1) اصل سوم هستى مساوى با طبیعت مادى نیست، بلکه بخشى از جهان آفرینش را ماوراء طبیعت تشکیل مى‏دهد که در اصطلاح قرآن «جهان غیب‏» نامیده مى‏شود. همان‏طور که پدیده‏هاى مادى به اذن خداوند در یکدیگر تاثیر مى‏گذارند، همچنین موجودات غیبى نیز در جهان طبیعت‏به اذن الهى مؤثر مى‏باشند، و به تعبیر دیگر: وسایط فیض الهى‏اند. قرآن کریم تاثیرگذارى فرشتگان الهى را در حوادث جهان طبیعت‏یادآور شده است، آنجا که مى‏فرماید: ‹‹فالمدبرات امرا›› (نازعات/5):سوگند به تدبیرکنندگان امور جهان خلقت. ‹‹و هو القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظة›› (انعام/61): اوست قاهر بر بندگانش، و نگهبانانى را بر شما مى‏فرستد. از آیات روشن فوق، نتیجه مى‏گیریم که جهان آفرینش - اعم از طبیعت و ماوراء طبیعت - با نظام سببیت‏حاکم بر آن، قائم به مشیت الهى و وابسته به او است. اصل چهارم جهان یک واقعیت هدایت‏شده است و تمام ذرات جهان، در هر مرتبه‏اى هستند، به فراخور حال خود از نور هدایت‏برخوردارند. مراتب این هدایت عمومى و کلى را، هدایت طبیعى، غریزى و تکوینى تشکیل مى‏دهد. قرآن کریم در آیات مختلف از این هدایت تکوینى و عمومى یادکرده که یکى از آنها را مى‏آوریم: ‹‹ربنا الذی اعطى کل شی‏ء خلقه ثم هدى›› (طه/50): پروردگار ما کسى است که آفرینش هر چیزى را به او داد، آنگاه آن را هدایت نمود. اصل پنجم نظام آفرینش، نظام اکمل و احسن است.دستگاه هستى به عالیترین وجه طراحى گردیده و نظامى کاملتر و نیکوتر از آن قابل تصور نیست، قرآن کریم مى‏فرماید: ‹‹الذی احسن کل شی‏ء خلقه›› (سجده/7): خدایى که هر چیزى را به طور نیکو آفریده است.و نیز مى‏فرماید: ‹‹فتبارک الله احسن الخالقین›› (مؤمنون/14); بدیهى است احسن بودن خالق ملازم با احسن بودن مخلوق است. برهان عقلى که بر این اصل اقامه مى‏شود آن است که، فعل هر فاعلى از حیث کمال و نقص متناسب با صفات و کمالات او است، چنانچه فاعل از نظر صفات وجودى نقصانى نداشته باشد، فعل او نیز از هرگونه عیب و نقص پیراسته است، و از آنجا که خداوند متعال واجد همه کمالات وجودى به وجه اتم و اکمل است، طبعا فعل او نیز کاملترین و نیکوترین فعل خواهد بود. گذشته از این، مقتضاى حکیم بودن خداوند آن است که با وجود امکان خلق جهان احسن، غیر آن را ایجاد ننماید. درخور ذکر است که آنچه در عالم طبیعت‏به نام شرور از آن یاد مى‏شود با نظام احسن هستى منافات ندارد و توضیح این مطلب در مباحث «توحید در خالقیت‏» خواهد آمد. اصل ششم از آنجا که جهان آفریده و فعل خداوند است که حق مطلق است، حق و حکیمانه بوده و عبث و بیهودگى به آن راه ندارد. به این مطلب در آیات متعدد قرآن کریم اشاره شده است که یک مورد آن را ذکر مى‏کنیم: ‹‹ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الابالحق›› (احقاف/3): آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است را جز به حق نیافریدیم. غایت انسان و جهان نیز آنگاه تحقق مى‏یابد که قیامت‏بر پا گردد، چنانکه امیر مؤمنان على علیه السلام مى‏فرماید: «فان الغایة القیامة‏». (2) پى‏نوشت‏ها: 1. براى آگاهى بیشتر در این باره به کتابهاى تفسیر و کلام از آن جمله به المیزان:1/72 والالهیات: 2/51-54 رجوع شود. 2. نهج البلاغه، خطبه 190. منشور عقاید امامیه صفحه 19 استاد جعفر سبحانى

   + ammar saheb ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
comment نظرات ()